مرده شور
دلم می خواد احوال همتون رو بپرسم ولی وقت ندارم.
می دونم خیلی هاتون گرفتارین، بعضی هاتون دلگیر. می خوام درد دلاتون رو بشنوم ولی وقت ندارم.
دلم می خواد خیلی هاتون رو ببینم و... (دیگه این وقت ندارمش رو خودت بذار تهش دیگه!)
می خوام دعوتت کنم خونمون و...
خیلی چیزا می خوام بخونم..خیلی چیزا ببینم.. و...
هنوزم توی این شبا هوس دوست داشتن و دوست داشته شدن به سرم میزنه و...
مرده شورش رو ببرن که پشتم قوز در آورد بس که صبح تا شب پای لپ تاپ نشستم.
.
.
.
ولی مرده شور برده گاهی وقتا که یه چیزیش درست میشه آی حال میده! آی حال میده!
خلاصه مرده شورم رو ببرن که زودتر به فکر این مرده شور برده نبودم که اینجوری مرده شوری نشم.
قاعدتا شما باید این رو به من بگین ولی خوب من به شما میگم:
اندکی صبر سحر نزدیک است! ایشالا خدمت تک تکتون میرسم! یه خورده دندون رو جیگر بذارین!
(خدمت هر کی رو یه جور میرسن! توی منحرف رو هم همونجوری که فکر می کنی!)