|
|
|
|
|
خیلی زور زدم که چیزی نگم :)
ولی خدایی، مرامی، الله وکیلی دلم می خواد نظر همتون رو در مورد این لینک بدونم: http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=75711 تا همه نظر ندین آپ نمی کنم (کی گفت چه بهتر؟ :دی) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 1:55 توسط حنان
|
|
||
|
|
|
|
|
خوب اینم از این! حالا چی کار کنیم؟ :دی
برای ثبت در تاریخ: خیلی عجیب بود که بعد دفاع اصلا حس خاصی نداشتم! سر دفاع خیلی شادتر بودم! حالا باید دوستان که بودن نظر بدن ولی به نظر خودم اصلا هول نشدم (خیلی فکر می کردم که بشم!) و فکر کنم بهترین ارائه عمرم بود :)) اما بعدش که نمرم رو اعلام کردن اصلا حسی نداشتم... ولی باید اعتراف کنم وقتی لطف بی نهایت اطرافیان و شما ها رو دیدم خیلی خوشحال می شدم. از همتون ممنون. ایشالا شادی های همتون رو ببینم :) مخصوص نوشت: خداجون خیلی خیلی ممنون |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 0:22 توسط حنان
|
|
||
|
|
|
|
|
دهن ورد صاف برای فهرست مطالب و فهرست مراجع + تغریراتی که بی اجازه در فرمت متن میده!
میشه پایان نامه غلط نداشته باشه؟! من که تا حالا هر بار رفتم سراغش یه جاییش یه ایرادی داشته. راه حل رو در این دیدم که دیگه نرم سرش و همینجوری پرینت گرفتم دادم استادا :)) صبر کن جای خنده دارش (؟!) اینجاست: سه تا کپی گرفتم فنری هم کردم دارم ورق میزنم ترتیبش درست باشه میبینم هدینگ فصل آخر با فهرست مراجع یکی شده! آخه آدم دردش رو به کی بگه! اومدم تو سایت به قصد اینکه اون ۳ ۴ صفحه رو عوض کنم بعد گفتم بیخیل بااااا. متن رو درست کردم حالا برای نهاییه :دی باید پاورپوینت درست کنم. نکردم! نمی دونمم چجوری بکنم! از اون بدتر حالشم ندارم! رسد آدمی به جایی که ... می فهمه وقت نداره و باید تمرینم بکنه و خودشم میشناسه که ... ولی به سبب پاره ای از مسائل که ریحان معمولا خوب توضیحشون میده ول میچرخه و میاد اینجا و... یه مشکل فلسفی دارم اونم اینکه چه مقدار کلیات موضوع رو توضیح بدم! آخه یه سری هستن که خوب اینا رو بلدن یه سری هم ظاهرا (!!! :دی) هستن که موضوع براشون جدیده! آخه ۲۰ دقیقه هم شد وقت؟ والااا! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 21:51 توسط حنان
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه مثل من بعضی وقتا خوشی میزنه زیر دلتون و از مشکلات کوچیک زندگیتون شاکی میشین و به زمین و زمان بد و بیراه میگین و خدا رو صد جور لعن و نفرین میکنین که "الهی به حق ۵ تن یه بلایی سرش بیاد!" ... این لینک رو به عنوان یه نمونه کوچیک بخونین: http://shatot3.blogspot.com/2009/11/blog-post_12.html پی نوشت: فکر نکن که چون پروژم این روزای آخری به خنسی (هان؟ =)) ) خورده حسابی گرفتارم و عصبی سراغی ازت نمی گیرما! نه! اینم یه دلیلشه! ولی می خوام ببینم خودت کی از رو میری سراغی از من میگیری! والللا! وقتی ۴ ساعت از اجرای برنامه میگذره نه دلت میاد متوقفش کنی نه مطمئنی که آخرش یه جواب میرسه یا نه! دفعه پیش یه مساله ۲۴ ساعت و ۳۰ دقیقه اجرا شد! به جواب رسید؟ نوچ! متوقفش کردم!!! حالا موندم بی خیال این ۴ ساعت بشم و برم مساله رو کوچیکتر کنم یا بگم اندکی صبر جواب نزدیک است... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 20:58 توسط حنان
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم اسمش رو بذارم عشق به احسان، کل کل با اون، رو کم کنی، دهن بینی، جلو بچه یه چیزی بگی می خواد، فرار از واقعیت (پروژه)، دیوانگی، و یا خل شدن از تولید مساله ها و شروع بازی تا برنامه ران میشه و بعد ادامه دادن اون تا ۳:۱۰ دقیقه بامداد ...
البته نگران نباشید شروعش ۳۰ تا ۴۵ دقیقه زودتر بوده :)) می خواینم نگران باشید باشید! فقط دعا یادتون نره! خلاصه احسان جان انقدر هر بار آپ کردی از این بازی گفتی که ما هم وسوسه شدیم (خودمم باورم نمی شد عمرا بشه ۴ تا خالش رو تموم کرد! یه دور بازی کنین تک خال می فهمین :دی) لینک مرتبط: http://jooyande.persiangig.com/image/jadid/ehsan.JPG http://jooyande.persiangig.com/image/jadid/ehsan2.JPG لینک نامرتبط: http://eng.ut.ac.ir/Fa/IND/atorabi/ داور خارجیم هستن! (شانس می دونین چیه؟ همونی که من ندارم!)
توضیح: آقا اگر شما هم مانند بعضی ها در مسنجرتون کنار آی دی من مینویسه دارم پوول بازی می کنم بدانید که مسنجرتون سخت در اشتباه است! آخه دیگه خداییش خودتون فکر کنین دیگه! من درسته بازیگوشم ولی خورد و خوراک و خواب هم دارم! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 3:29 توسط حنان
|
|
||